معنی ۱neutral · 90%
به میزان زیاد یا در دامنهای وسیع
مثالهای طبیعی
The issue was extensively discussed before publication.
این موضوع پیش از انتشار بهطور گسترده بررسی شد.
She travelled extensively throughout South America.
او در سراسر آمریکای جنوبی سفرهای زیادی کرد.
The old theatre was extensively damaged by fire.
تئاتر قدیمی در آتشسوزی بهشدت و بهطور گسترده آسیب دید.
نکتهٔ کاربردی
`Extensively` معمولاً اعمال یا حالتهایی را توصیف میکند که دامنه یا درجهٔ زیادی دارند.
