چیزی زیانآور را بهطور کامل از میان بردن، بهطوری که اثری از آن در محل مورد نظر باقی نماند.
مثالهای طبیعی
Conservationists hope to extirpate the invasive weed from the island.
حامیان محیطزیست امیدوارند آن علف هرز مهاجم را از جزیره ریشهکن کنند.
The reforms failed to extirpate bribery within the agency.
اصلاحات نتوانست رشوهخواری را در آن سازمان ریشهکن کند.
The species was extirpated from that valley decades ago.
آن گونه دههها پیش از آن دره ریشهکن شده بود.
نکتهٔ کاربردی
در بومشناسی ممکن است گونهای از یک منطقه extirpated شود، ولی در جاهای دیگر هنوز وجود داشته باشد؛ این انقراض جهانی نیست.
