چیزی را از ماده، محل یا منبع بزرگتری بیرون آوردن یا به دست آوردن
مثالهای طبیعی
Scientists extracted DNA from the tissue sample.
دانشمندان DNA را از نمونهٔ بافت استخراج کردند.
The dentist extracted the damaged tooth yesterday.
دندانپزشک دیروز دندان آسیبدیده را کشید.
The company extracts lithium from underground brine.
شرکت لیتیوم را از آبنمک زیرزمینی استخراج میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Extract` معمولاً بر خارج کردن عمدی چیزی از منبعی که آن را دربر گرفته یا احاطه کرده است دلالت دارد.
