بسیار غیرعادی یا فراتر از اتفاقهای معمول
مثالهای طبیعی
The researchers witnessed an extraordinary natural phenomenon.
پژوهشگران پدیدهٔ طبیعی خارقالعادهای دیدند.
It was extraordinary to see snow in the desert.
دیدن برف در بیابان اتفاقی عجیب بود.
Such an extraordinary recovery surprised the doctors.
چنین بهبود غیرمنتظرهای پزشکان را شگفتزده کرد.
نکتهٔ کاربردی
extraordinary برای چیزی بسیار فراتر از تجربهٔ عادی استفاده میشود؛ لزوماً مثبت نیست و شرایط غیرمعمول ممکن است دشوار یا خطرناک باشند.
