شخصی که دیدگاههای سیاسی، مذهبی یا ایدئولوژیک بسیار افراطی دارد یا از آنها حمایت میکند، بهویژه وقتی رویکردهای میانهرو را رد میکند
مثالهای طبیعی
Police identified the suspect as a violent extremist.
پلیس مظنون را یک افراطگرای خشونتطلب معرفی کرد.
The movement rejected extremists from both sides.
این جنبش افراطگرایان هر دو طرف را رد کرد.
He denied being an extremist and defended peaceful reform.
او افراطگرا بودن خود را رد کرد و از اصلاحات مسالمتآمیز دفاع کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Extremist` برچسبی قوی است. در گزارش یا تحلیل بهتر است به دیدگاهها، سازمانها یا رفتارهای مستند پیوند داده شود و مبهم به کار نرود.
