در ظاهر روشن و قانعکننده بودن، چون دشواریها یا پیچیدگیهای مهم را نادیده میگیرد.
مثالهای طبیعی
The proposal offers a facile solution to housing shortages.
این پیشنهاد برای کمبود مسکن راهحلی سادهانگارانه ارائه میدهد.
Her comparison seems facile once the historical details emerge.
با آشکار شدن جزئیات تاریخی، مقایسهٔ او سطحی به نظر میرسد.
Avoid facile explanations of complex social problems.
از توضیحهای سادهانگارانه دربارهٔ مسائل پیچیدهٔ اجتماعی پرهیز کنید.
نکتهٔ کاربردی
facile برخلاف easy معمولاً انتقادی است؛ پاسخ ممکن است سریع آماده شود، ولی استدلال محکمی نداشته باشد.
