معنی ۱neutral · 95%
ساختمانی که در آن با کمک ماشینآلات مقدار زیادی کالا تولید میشود
مثالهای طبیعی
My uncle works in a car factory.
عموی من در یک کارخانهٔ خودروسازی کار میکند.
The factory produces thousands of bottles each day.
این کارخانه هر روز هزاران بطری تولید میکند.
Several factories are located outside the city.
چند کارخانه خارج از شهر قرار دارند.
نکتهٔ کاربردی
factory مکانی است که در آن محصولات، اغلب با کمک ماشینآلات، تولید میشوند.

