نرسیدن به هدف یا نتیجهٔ مورد انتظار؛ موفق نشدن.
مثالهای طبیعی
His failure to pass surprised the whole class.
قبول نشدن او همهٔ همکلاسیها را غافلگیر کرد.
The first launch was a complete failure.
اولین پرتاب شکستی تمامعیار بود.
Failure can teach us useful lessons.
شکست میتواند به ما درسهای مفیدی بدهد.
نکتهٔ کاربردی
failure to + فعل پایه بیان میکند چه کاری انجام نشده است؛ a failure به یک تلاش ناموفق مشخص اشاره دارد.
