اعتماد و باور محکم به فرد، توانایی یا نتیجهای مطلوب.
مثالهای طبیعی
I have faith in my teammates.
به همتیمیهایم اعتماد دارم.
She never lost faith in her ability to recover.
او هرگز ایمانش را به توانایی خود برای بهبود یافتن از دست نداد.
Public faith in the service has improved.
اعتماد عمومی به این خدمات بیشتر شده است.
نکتهٔ کاربردی
faith به معنای اعتماد به شخص یا برنامه معمولاً شمارشناپذیر است: have faith، نه have a faith.
