به حمایت از یک شخص، گروه یا باور ادامه میدهد و آن را رها نمیکند.
مثالهای طبیعی
She remained faithful to her closest friends.
او به نزدیکترین دوستانش وفادار ماند.
The club has thousands of faithful fans.
این باشگاه هزاران هوادار وفادار دارد.
He promised to be faithful to his partner.
او قول داد به شریک زندگیاش وفادار بماند.
نکتهٔ کاربردی
faithful to بر تداوم وفاداری تأکید دارد، نه صرفاً خوشرفتاری یا مهربانی.
