معنی ۱formal · 85%
بیوفا و پیمانشکن نسبت به کسی که به او اعتماد کرده یا به او تکیه دارد.
مثالهای طبیعی
The story follows a faithless husband who betrays his partner.
داستان دربارهٔ شوهری بیوفاست که به شریک زندگیاش خیانت میکند.
She called the adviser faithless after he revealed her secrets.
پس از آنکه مشاور رازهایش را فاش کرد، او مشاور را خائن و بیوفا خواند.
Faithless friends can damage trust for years.
دوستان بیوفا میتوانند اعتماد را برای سالها خدشهدار کنند.
نکتهٔ کاربردی
اغلب لحنی ادبی یا از نظر احساسی سنگین دارد؛ برای خیانت در روابط عاطفی، unfaithful رایجتر است.
