شیئی که برای فریب دیگران شبیه جنس اصل ساخته شده است.
مثالهای طبیعی
The painting turned out to be a fake.
معلوم شد آن نقاشی تقلبی است.
Several concert tickets were clever fakes.
چند بلیت کنسرت، جعلیهای ماهرانهای از آب درآمدند.
That watch is a fake, not a genuine model.
آن ساعت تقلبی است، نه یک مدل اصل.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف replica که ممکن است آشکارا بازسازی یا کپی معرفی شود، fake اغلب قصد فریب را القا میکند.
