معنی ۱neutral · 90%
سریع از جای بالاتر به جای پایینتر حرکت کردن یا افتادن، اغلب بهطور ناخواسته.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
افتادن
Deutsch
fallen
Հայերեն
ընկնել
ynknel
مثالهای طبیعی
She fell down on the street.
او در خیابان زمین خورد.
The book fell from the table.
