مبتنی بر استدلال نادرست یا باوری اشتباه که قابلاعتماد جلوه داده میشود.
مثالهای طبیعی
The lawyer exposed a fallacious argument about responsibility.
وکیل، استدلال مغالطهآمیزی دربارهٔ مسئولیت را برملا کرد.
The conclusion is fallacious because the sample was biased.
این نتیجهگیری نادرست است، چون نمونهگیری سوگیری داشته است.
Students identified fallacious reasoning in the advertisement.
دانشآموزان استدلال مغالطهآمیزِ تبلیغ را تشخیص دادند.
نکتهٔ کاربردی
fallacious معمولاً به شیوهٔ استدلال پشت یک گزاره مربوط است، نه صرفاً اشتباهِ تصادفی در یک واقعیت.
