از جایی بالاتر افتاده و بر سطحی قرار گرفته است.
مثالهای طبیعی
A fallen tree blocked the narrow path.
درخت افتاده راه باریک را بسته بود.
Fallen leaves covered the steps after the storm.
پس از طوفان، برگهای ریخته روی پلهها را پوشانده بودند.
Workers removed several fallen branches from the road.
کارگران چند شاخهٔ افتاده را از جاده جمع کردند.
نکتهٔ کاربردی
fallen پیش از اسم یعنی چیزی قبلاً افتاده است؛ falling به فرایند افتادن در همان لحظه اشاره میکند.
