قابلشناسایی بهدلیل اینکه قبلاً دیده، شنیده یا تجربه شده است
مثالهای طبیعی
That song sounds familiar to me.
آن ترانه به گوشم آشنا میآید.
The street looked strangely familiar.
خیابان بهطرز عجیبی آشنا به نظر میرسید.
His name was familiar to everyone in the office.
نام او برای همهٔ افراد دفتر آشنا بود.
نکتهٔ کاربردی
وقتی چیزی برای یک شخص آشناست و آن را بازمیشناسد، از `familiar to + person` استفاده میشود.

