به کسی یا خود کمک کردن تا چیزی را بشناسد و به آن عادت کند.
مثالهای طبیعی
Familiarize yourself with the emergency exits on your first day.
در روز اول، خودتان را با خروجیهای اضطراری آشنا کنید.
The tutorial familiarizes users with the new dashboard.
این آموزش، کاربران را با داشبورد جدید آشنا میکند.
The instructor familiarized the volunteers with local safety rules.
مربی داوطلبان را با مقررات ایمنی محلی آشنا کرد.
نکتهٔ کاربردی
مفعول مستقیم این فعل کسی است که یاد میگیرد و with موضوع یادگیری را معرفی میکند؛ املای بریتانیایی familiarise هممعناست.
