شخصی که یک ورزش، تیم، خواننده یا هنرمند دیگری را خیلی دوست دارد و از او حمایت میکند
مثالهای طبیعی
I'm a big fan of this football team.
من طرفدار پروپاقرص این تیم فوتبال هستم.
Hundreds of fans waited outside the stadium.
صدها هوادار بیرون ورزشگاه منتظر بودند.
My sister is a fan of jazz music.
خواهرم طرفدار موسیقی جَز است.
نکتهٔ کاربردی
قبل از تیم، شخص، فعالیت یا چیزی که شخص خیلی دوست دارد از fan of استفاده کن.

