بیشتر مبتنی بر خیالپردازی تا آنچه محتمل یا واقعی است.
مثالهای طبیعی
Her theory sounds fanciful without supporting evidence.
نظریهٔ او بدون شواهد پشتیبان، خیالپردازانه به نظر میرسد.
The lawyer dismissed the account as fanciful.
وکیل آن روایت را غیرواقعگرایانه و دور از ذهن دانست.
A fanciful explanation rarely survives close examination.
یک توضیح خیالبافانه بهندرت از بررسی دقیق سربلند بیرون میآید.
نکتهٔ کاربردی
در توصیف نظریهها، ادعاها یا پیشبینیها اغلب انتقادی است؛ imaginative میتواند بار مثبتتری داشته باشد.
