معنی ۱neutral · 90%
مبلغی که برای سفر با حملونقل عمومی یا تاکسی پرداخت میشود
مثالهای طبیعی
The fare from the airport was surprisingly high.
کرایه از فرودگاه بهطور غیرمنتظرهای زیاد بود.
Bus fares increased at the beginning of the year.
کرایههای اتوبوس در ابتدای سال افزایش یافت.
We found a cheaper fare for the evening train.
برای قطار عصر، کرایهٔ ارزانتری پیدا کردیم.
نکتهٔ کاربردی
`Fare` قیمت خودِ سفر است؛ `ticket` سند کاغذی یا الکترونیکیای است که پرداخت یا اجازهٔ سفر را نشان میدهد.

