معنی ۱neutral · 90%
فردی که شغلش کشت محصولات کشاورزی یا نگهداری حیوانات در مزرعه است.
مثالهای طبیعی
My uncle is a farmer in Wales.
عموی من در ولز کشاورز است.
The farmer feeds the cows every morning.
کشاورز هر صبح به گاوها غذا میدهد.
Many farmers grow vegetables for local markets.
بسیاری از کشاورزان برای بازارهای محلی سبزیجات پرورش میدهند.
نکتهٔ کاربردی
farmer به فردی گفته میشود که در زمینهٔ کشاورزی کار میکند؛ farm نام محل یا کسبوکار کشاورزی است.

