معنی ۱neutral · 87%
خانهٔ اصلیِ یک مزرعه که مردم در آن زندگی میکنند
مثالهای طبیعی
The farmhouse stood beside a field of wheat.
خانهٔ مزرعه کنار یک مزرعهٔ گندم قرار داشت.
They renovated an old farmhouse for their grandparents.
آنها خانهای قدیمی در مزرعه را برای پدربزرگ و مادربزرگشان بازسازی کردند.
A narrow road led to three farmhouses.
جادهای باریک به سه خانهٔ مزرعه میرسید.
نکتهٔ کاربردی
Farmhouse خانهٔ محل سکونت است، اما farm زمین و دیگر ساختمانهای مزرعه را هم در بر میگیرد.
