به سبب جالب بودن بسیار، توجه کسی را جلب کردن و نگه داشتن.
مثالهای طبیعی
The ancient maps fascinated the schoolchildren.
نقشههای باستانی بچههای مدرسه را مجذوب کرد.
Why do distant planets fascinate you so much?
چرا سیارههای دوردست اینقدر تو را مجذوب میکنند؟
Different musical traditions have always fascinated her.
سنتهای موسیقایی گوناگون همیشه او را مجذوب کردهاند.
نکتهٔ کاربردی
fascinating چیزی را توصیف میکند که جذاب است و fascinated شخصی را که جذب شده است.
