fasten
C2اسم/US /fˈæsən/ FĂS-ən; UK /fˈæsən/ FĂS-ən/
بستن، محکم کردن، بستن محکم کردن
JadoLearn Dictionary
معنی fasten به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بستن، محکم کردن، بستن محکم کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سمنت کردن، سیمان، سمنت
چسبیدن، الصاق کردن، چسبناک کردن
بهم پیوستن، پیوند دادن، محل اتصال
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.