معنی ۱neutral · 86%
رفتاری که مهر، مراقبت یا راهنمایی پدرانه را نشان میدهد.
مثالهای طبیعی
Her mentor gave her fatherly advice before graduation.
استاد راهنمایش پیش از فارغالتحصیلی توصیهای پدرانه به او کرد.
The coach was fatherly toward the younger players.
مربی با بازیکنان کمسنتر رفتاری پدرانه داشت.
He welcomed the nervous volunteers with a fatherly smile.
او با لبخندی پدرانه به داوطلبان مضطرب خوشامد گفت.
نکتهٔ کاربردی
رفتار fatherly میتواند از هر کسی سر بزند که رفتاری مراقبتگر و پدرانه دارد؛ لزومی ندارد پدرِ زیستی باشد.
