fault
A1اسم/US /fɔlt/ fôlt; UK /fɔlt/ fôlt/
تقصیر، حرج، گناه
JadoLearn Dictionary
معنی fault به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تقصیر، حرج، گناه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عوار، فساد، آک
فرتوتی، بی قوتی، فتور
اشتباه لپی، اشتباه کار، خبط کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.