faulty
B2صفت/US /fˈɔltiː/ FÔLT-ē; UK /fˈɔltiː/ FÔLT-ē/
معیوب، عیبناک

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…JadoLearn Dictionary
faulty یعنی معیوب. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
معیوب، عیبناک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است و معنی، تلفظ، مثال، نقش دستوری و کاربرد واژه را از پایگاه داده مرکزی ارائه میکند.