کاری مهربانانه یا کمککننده که برای کسی انجام میشود.
مثالهای طبیعی
Could you do me a favor?
میشود یک لطفی در حقم بکنی؟
I owe you a favor for yesterday.
بهخاطر دیروز یک لطف به تو بدهکارم.
Small favors can strengthen friendships.
لطفهای کوچک میتوانند دوستیها را محکمتر کنند.
نکتهٔ کاربردی
favor در این معنا شمارشپذیر است: a favor و two favors؛ املای بریتانیایی آن favour است.
