کسی یا چیزی که به دیگران ترجیح داده میشود یا از برخورد بهتر برخوردار است.
مثالهای طبیعی
The favored employees received additional training opportunities.
کارکنان مورد حمایت، فرصتهای آموزشی بیشتری دریافت کردند.
The small café became a favored meeting place.
آن کافهٔ کوچک به محل محبوبی برای قرارهای دوستانه تبدیل شد.
Several schools felt less favored by the new policy.
چند مدرسه احساس میکردند سیاست جدید کمتر به نفعشان است.
نکتهٔ کاربردی
favored معمولاً به ترجیح دیگران یا امتیازی که به فرد داده میشود اشاره دارد؛ favorite بیشتر چیزی را نام میبرد که شخص از همه بیشتر دوست دارد.
