متشکل از واحدهای عضو یک اتحادیه که بخشی از اختیاراتشان را با مرجع مرکزی مشترک تقسیم میکنند.
مثالهای طبیعی
The federated states retained control of local schools.
ایالتهای عضو فدراسیون اختیار ادارهٔ مدارس محلی را برای خود حفظ کردند.
Several clubs belong to a federated association.
چند باشگاه عضو یک انجمن فدراتیو هستند.
These regions remain federated under a common constitution.
این مناطق همچنان زیر یک قانون اساسی مشترک، در قالب فدراسیون متحد ماندهاند.
نکتهٔ کاربردی
برخلاف united که صرفاً اتحاد را میرساند، federated بر وجود اعضای متمایز با ساختار حکمرانی مشترک تأکید دارد.
