معنی ۱neutral · 85%
کسی که مرتکب جرمی شده است که در نظام حقوقی مربوط در ردهٔ felony قرار میگیرد.
مثالهای طبیعی
The defendant was a convicted felon.
متهم فردی بود که پیشتر به جرمی سنگین محکوم شده بود.
Some jobs have rules affecting felons.
بعضی مشاغل مقرراتی دارند که بر افراد مرتکب جرایم سنگین اثر میگذارد.
He denied knowing that his associate was a felon.
او انکار کرد که میدانسته همکارش مرتکب جرمی سنگین شده است.
نکتهٔ کاربردی
Felon عمدتاً در متون حقوقی و رسانهای آمریکا به کار میرود. کسی که فقط متهم شده، لزوماً convicted felon نیست.
