مربوط به فمینیسم یا تلاش برای دستیابی به برابری اجتماعی، سیاسی و اقتصادی میان جنسیتها
مثالهای طبیعی
The essay offers a feminist reading of the novel.
این مقاله خوانشی فمینیستی از رمان ارائه میدهد.
Feminist campaigns changed public debate about workplace equality.
کارزارهای فمینیستی بحث عمومی دربارهٔ برابری در محیط کار را تغییر دادند.
Her approach is explicitly feminist in its analysis.
رویکرد او در تحلیل، آشکارا فمینیستی است.
نکتهٔ کاربردی
هنگام اشاره به فمینیسم، جنبشهای فمینیستی، پژوهش یا دیدگاههای مرتبط، `feminist` را بهصورت صفتی خنثی و توصیفی به کار ببرید.
