معنی ۱formal · 89%
قرارگرفته در ران یا مربوط به ران و استخوان ران.
مثالهای طبیعی
The nurse checked the femoral pulse after the accident.
پرستار پس از حادثه نبض شریان ران را بررسی کرد.
A femoral fracture appeared clearly on the scan.
شکستگی استخوان ران در تصویر اسکن بهوضوح دیده میشد.
Damage to the femoral nerve can impair leg movement.
آسیب به عصب رانی میتواند حرکت پا را مختل کند.
نکتهٔ کاربردی
femoral صفتی تخصصی است که در گزارشهای پزشکی میآید؛ femur اسمِ استخوان ران است.
