از نسلِ حیواناتِ اهلیشده بودن، اما اکنون بدونِ مراقبتِ انسان و بهصورتِ آزادزی زندگیکردن.
مثالهای طبیعی
Volunteers provided food for feral cats near the station.
داوطلبان برای گربههای اهلیِ وحشیشدهٔ نزدیکِ ایستگاه غذا فراهم کردند.
Feral pigs damaged nesting sites across the island.
خوکهای اهلیِ وحشیشده در سراسرِ جزیره به محلهای لانهسازی آسیب زدند.
These horses are feral, not trained riding animals.
این اسبها آزادزیاند و برای سواری آموزش ندیدهاند.
نکتهٔ کاربردی
Feral به حیوانی از تبارِ اهلی اشاره میکند که بینیاز از کنترلِ مستقیمِ انسان زندگی میکند؛ دربارهٔ همهٔ جانورانِ وحشی صدق نمیکند.
