معنی ۱neutral · 86%
شاد و سرزنده بودن و ارتباط داشتن با جشن یا تعطیلات.
مثالهای طبیعی
Colorful lights gave the square a festive appearance.
چراغهای رنگارنگ به میدان جلوهای جشنگونه دادند.
Everyone seemed festive as the party began.
وقتی مهمانی شروع شد، همه سرحال و آمادهٔ جشن به نظر میرسیدند.
The music made dinner feel more festive.
موسیقی باعث شد شام حالوهوای شادتری پیدا کند.
نکتهٔ کاربردی
festive معمولاً شادی و جشن را القا میکند؛ formal بیشتر به جدیت یا قواعد پوشش و معاشرت مربوط است.
