معنی ۱formal · 89%
دارای بویی بسیار بد، مانده یا ناشی از گندیدگی.
مثالهای طبیعی
Fetid air rose from the flooded cellar.
هوای متعفن از زیرزمین آبگرفته بالا میآمد.
The rubbish became more fetid in the summer heat.
زبالهها در گرمای تابستان متعفنتر شدند.
Visitors noticed a fetid smell near the stagnant pond.
بازدیدکنندگان کنار برکهٔ راکد متوجه بویی زننده شدند.
نکتهٔ کاربردی
fetid بسیار قویتر از unpleasant یا musty است و معمولاً بوی فساد و گندیدگی را تداعی میکند.
