وضعیت سلامتی، انرژی یا شرایط عمومیِ فرد یا سازمان.
مثالهای طبیعی
Grandad was in fine fettle at his birthday dinner.
پدربزرگ در شامِ روز تولدش بسیار سرحال بود.
The runners look in good fettle before the final.
دوندگان پیش از مسابقهٔ نهایی در وضعیت خوبی به نظر میرسند.
The company is back in fine fettle after restructuring.
شرکت پس از تجدید ساختار دوباره به وضع مطلوبی برگشته است.
نکتهٔ کاربردی
این عبارت ثابت بسیار رایجتر از کاربرد مستقل fettle است و میتواند دربارهٔ افراد، تیمها یا شرکتها به کار برود.
