رشتهای نازک و نخمانند که بخشی از پارچه یا مادهای دیگر را تشکیل میدهد
مثالهای طبیعی
Tiny fibers from the blanket covered the sofa.
الیاف ریزِ پتو روی مبل را پوشانده بود.
A single fiber was caught in the zipper.
یک رشته لیف در زیپ گیر کرده بود.
Workers twisted plant fibers into rope.
کارگران الیاف گیاهی را تابیدند و طناب ساختند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی منظور رشتههای فیزیکی باشد، fiber قابلشمارش است؛ املای رایج بریتانیایی fibre است.
