معنی ۱neutral · 85%
ساختهشده از رشتهها و الیاف باریک و بلند، یا دارای ساختاری شبیه آنها.
مثالهای طبیعی
The older stalks become fibrous and tough.
ساقههای مسنتر گیاه رشتهای و سفت میشوند.
Fibrous roots help hold loose soil together.
ریشههای افشان به حفظ انسجام خاک سست کمک میکنند.
Remove the fibrous outer leaves before cooking.
پیش از پختوپز، برگهای بیرونیِ سفت و رشتهای را جدا کنید.
نکتهٔ کاربردی
Fibrous ساختار یا بافت فیزیکی را توصیف میکند؛ high-fiber food به مقدار فیبر خوراکی اشاره دارد.
