معنی ۱neutral · 95%
داستانهایی دربارهٔ افراد و رویدادهای ساختگی، نه واقعی
مثالهای طبیعی
I usually read fiction before going to sleep.
من معمولاً قبل از خواب ادبیات داستانی میخوانم.
The fiction section is on the second floor.
بخش ادبیات داستانی در طبقهٔ دوم است.
This novel is a work of fiction.
این رمان یک اثر داستانی تخیلی است.
نکتهٔ کاربردی
وقتی بهطور کلی دربارهٔ داستانهای ساختگی صحبت میکنی، fiction غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— داستان تخیلی دربارهٔ علم، فناوری یا جهانهای آینده

