معنی ۱neutral · 90%
در جایگاه شمارهٔ ۵ در یک ترتیب یا مجموعه
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
پنجم
Deutsch
fünfte
Հայերեն
հինգերորդ
hingerord
مثالهای طبیعی
She lives on the fifth floor.
او در طبقهٔ پنجم زندگی میکند.
Tom was fifth in the race.
تام در مسابقه پنجم شد.
