معنی ۱neutral · 90%
عدد ۵۰
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
پنجاه
Deutsch
fünfzig
Հայերեն
հիսուն
hisun
مثالهای طبیعی
We sold fifty tickets today.
امروز پنجاه بلیت فروختیم.
My father is fifty.
پدرم پنجاهساله است.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈfɪfti/آمریکایی: /ˈfɪfti/
تکیهٔ اصلی روی هجای اول است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
پنجاه
Deutsch
fünfzig
Հայերեն
հիսուն
hisun
We sold fifty tickets today.
امروز پنجاه بلیت فروختیم.
My father is fifty.
پدرم پنجاهساله است.
Fifty of them came by train.
پنجاه نفر از آنها با قطار آمدند.
وقتی fifty مستقیماً تعداد یک اسم قابلشمارش را بیان میکند، آن اسم معمولاً به صورت جمع میآید.
She has fifty book.
She has fifty books.
بعد از fifty از اسم قابلشمارش جمع استفاده کنید.
fifty عدد اصلی ۵۰ است. آن را پیش از اسمهای قابلشمارش جمع بهکار ببرید یا وقتی اسم از قبل مشخص است، بهتنهایی استفاده کنید.
کدام جمله fifty را بهدرستی بهکار برده است؟