معنی ۱neutral · 90%
عدد ۵۰
مثالهای طبیعی
We sold fifty tickets today.
امروز پنجاه بلیت فروختیم.
My father is fifty.
پدرم پنجاهساله است.
Fifty of them came by train.
پنجاه نفر از آنها با قطار آمدند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی fifty مستقیماً تعداد یک اسم قابلشمارش را بیان میکند، آن اسم معمولاً به صورت جمع میآید.
