معنی ۱neutral · 88%
درگیری فیزیکی یا نظامی میان افراد یا گروهها
مثالهای طبیعی
Fighting continued throughout the night.
درگیریها در تمام طول شب ادامه داشتند.
The school has strict rules against fighting.
مدرسه قوانین سختگیرانهای علیه زدوخورد دارد.
Heavy fighting damaged several buildings.
درگیریهای شدید به چند ساختمان آسیب رساندند.
نکتهٔ کاربردی
`Fighting` در انگلیسی در این معنی معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— درگیری مسلحانهٔ شدید

