معنی ۱neutral · 86%
به اندازهای از چیزی که شخص میخواهد یا میتواند با آسودگی از آن بهرهمند شود.
مثالهای طبیعی
We ate our fill of fresh bread.
آنقدر نان تازه خوردیم که کاملاً سیر شدیم.
The children had their fill of swimming.
بچهها بهقدر دلخواهشان شنا کردند.
I have had my fill of unnecessary meetings.
دیگر از جلسههای غیرضروری بهاندازهٔ کافی خسته شدهام.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً با صفت ملکی میآید: my fill، your fill یا their fill.
ترکیبهای رایج
— آنقدر غذا خوردن که سیر شوید
