چیزی را داخل یک ظرف یا فضا قرار دادن تا به مقدار قابلگنجایش آن برسد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
پر کردن
Deutsch
füllen
Հայերեն
լցնել
ltsnel
مثالهای طبیعی
She fills the glass with water.
او لیوان را با آب پر میکند.
He filled the bottle yesterday.
