معنی ۱neutral · 95%
با دوربین تصاویر متحرک ضبط کردن.
مثالهای طبیعی
We filmed the science experiment.
ما از آزمایش علمی فیلمبرداری کردیم.
She filmed the view from the boat.
او از منظرهٔ روی قایق فیلم گرفت.
Please film the children dancing.
لطفاً از رقصیدن بچهها فیلم بگیر.
نکتهٔ کاربردی
وقتی یک ویدئو ضبط میکنی، از film در نقش فعل استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— با دوربین یک ویدئو ضبط کردن

