معنی ۱neutral · 85%
بسیار نازک و سبک، معمولاً به شکلی که نور تا اندازهای از آن عبور میکند.
مثالهای طبیعی
Filmy curtains softened the afternoon sunlight.
پردههای نازک و نیمهشفاف، نور آفتاب بعدازظهر را ملایمتر میکردند.
The dancer wore a filmy blue scarf.
رقصنده شالی آبی و بسیار نازک بر سر داشت.
The insect had almost filmy wings.
بالهای آن حشره تقریباً به نازکیِ پردهای نیمهشفاف بود.
نکتهٔ کاربردی
Filmy به نازکیِ پردهمانند یا ظاهر نیمهشفاف اشاره دارد؛ معنایش «مربوط به سینما» نیست.
