اداره و مدیریت پول، از جمله وامگرفتن، وامدادن و سرمایهگذاری.
مثالهای طبیعی
She decided to study finance at university.
او تصمیم گرفت در دانشگاه رشتهٔ مالی بخواند.
Our finance department approved the budget.
واحد مالی ما بودجه را تأیید کرد.
He has ten years of experience in finance.
او ده سال سابقهٔ کار در حوزهٔ امور مالی دارد.
نکتهٔ کاربردی
finance بهعنوان یک رشته غیرشمارشپذیر است: study finance درست است، نه study a finance.
