فردی باتجربه در فراهم کردن، مدیریت کردن یا سامان دادن منابع مالی قابلتوجه.
مثالهای طبیعی
A wealthy financier supported the railway project.
یک سرمایهدار ثروتمند از پروژهٔ راهآهن حمایت مالی کرد.
The board consulted several financiers about the deal.
هیئتمدیره دربارهٔ این معامله با چند متخصص تأمین مالی مشورت کرد.
She built a reputation as a skilled financier.
او بهعنوان یک سرمایهگذار و تأمینکنندهٔ مالی ماهر شهرت پیدا کرد.
نکتهٔ کاربردی
Financier فعالیت مالی قابلتوجه و پیچیده را تداعی میکند؛ هر کارمند بانک یا دفتردار مالی لزوماً financier نیست.
